قفس
زمانی که در قفس ِ پوست و جان ِ خود نمی گـُنجَم , چه کنم ؟
نفس , بــَند می آید چه کنم ؟
هر آیینه فرو می ریــزم چه کنم ؟
همیشه پیاده روی , رو به آسمان ِ ابری , چاره ساز نیست !
کم گویی نیز به آتش ِ جان , می دَمــَد !
باید نشست
پیاله ای چای ریخت
نفس عمیقی کشید
و بست ...
چشم ها را
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم مرداد ۱۳۹۲ ساعت 17:45 توسط کم گو
|
هـــمه عمـــر برندارم سر از این خمـــار مستــــی