احوالات
حال من
حال پیر مرد دُوره گـَردیست که در خیابان ها به آواز خوانی مشغول است ؛
بیتی را برای هزار اُمین بار می خواند و به بیقوله اش می رود
حکایت آن پیرمرد کوریست که برای شفای چَشمش , باید هزار سیم ساز را به گذشت زمان پاره کند و منتظر معجزه شود
داستان هزار و یک شبیست , روز من ...
+ نوشته شده در جمعه چهاردهم تیر ۱۳۹۲ ساعت 21:58 توسط کم گو
|
هـــمه عمـــر برندارم سر از این خمـــار مستــــی