حال من

حال پیر مرد دُوره گـَردیست که در خیابان ها به آواز خوانی مشغول است ؛

بیتی را برای هزار اُمین بار می خواند و به بیقوله اش می رود

حکایت آن پیرمرد کوریست که برای شفای چَشمش , باید هزار سیم ساز را به گذشت زمان پاره کند و منتظر معجزه شود

داستان هزار و یک شبیست , روز من ...